تبلیغات
نیمه پنهان ماه - من همانم که شروعش کردی...
دیر کردی نیمه عاشق ترم را باد برد...
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

من همانم که شروعش کردی...

این منم، دختری در آستانه 23 سالگی(حس فروغ بودن بهم دست داد)
هنوز باورم نشده اون دختر 18 ساله ای نیستم که تازه وارد شده به یه محیط جدید
چقدر زود گذشت
چقدر زود میگذره
چه بسیار بودند عبرت ها و درس هایی که باید میگرفتم، و نگرفتم
چه زیاد بودن روزایی که از ته دل قهقهه زدم
روزایی که از عمق وجودم دعا کردم نباشم
ولی میگذرد
و از اونجایی که میگذرد غمی نیست

درس بسیار، وقت اندک، درس خوان در دسترس نمی باشد
سه چهار روز دیگه امتحان گوارش داریم، کلی از برنامه م عقبم
ریه رو که گند زدم رفت، از همون دبیرستان از تنفس خوشم نمیومد
چه آخه هی نفس بکش، نفس بکش
خلاصه که معدل پر


بارون میباره هی این روزا
بسی باران دوست، هوا خنک میشه
اصلا یه وضعی
ما هم که سینگل بدبخت



دیشب خوابم نمیبرد، تا صبح همینجوری هی فکر کردم، فکر کردم
گریه کردم، گریه کردم
دلتنگ شدم، دلتنگ شدم
کلا شب مسخره ای بود
قبلش وبلاگ یکی رو خوندم، دانشجوی پزشکی بود البته الان دیگه احتمالا طرحش رو هم گذرونده
موج عظیمی از ترس، دلهره،  اصطراب، نگرانی، تشویش و صدالبته ناراحتی بهم هجوم آورد
نمیدونم واقعا من تحمل دیدن این مقدار بدبختی رو در یک قاب دارم یا نه
حتی با خوندنشون هم شروع کردم به زر زر کردن
اینکه یه نی نی کوچولو جلو چشمت بمیره بخاطر سهل انگاری خودت یا همکارات
اینکه بدونی میشه واسه کسی کاری کرد اما چون توان مالی نداره، محکومه به مرگ یا حتی بدتر از اون درد کشیدن
واقعا عذاب آوره
یعنی قراره عادت کنم؟
عادت کردن به دیدن زجر کشیدن آدما با مرگ چه فرقی داره؟
عادت میکنیم
به قول عزیزی 
باید سعی کنیم عادت نکنیم، عادت نکنیم به دوست داشتن، عادت نکنیم به آدم نبودن
دوس ندارم عادت کنم، دوس ندارم



و اما جنگ...
کریه المنظر ترین سناریوی اجتماع بشری
از وقتی کتابای خالد حسینی رو خوندم با اینکه داستان اصلیش جنگ نبود
ولی عجیب ترسیدم
موجود سیه چرده ای که کارش جدا کردن آدماست
جدا کردن خونواده ها
آوارکننده آرزوها
تحقیرکننده ملت ها 
و چقدر وحشت دارم از روزیکه سایه ش بیفته رو سرمون
دور باشد ان شاءالله


نی نی دوست جانم دنیا اومد
فسقلی خان
چندماه دیگه عروسی دوست جان دیگریست
و یعنی زندگی همچنان جاریست


و اینکه دعا کنید برای همه، منم اون وسط مسطا


مخاطب خاص دارد:
جورلنر ان شاءالله
من وارام،  سن وارسان، الله دا وار


راستی عیدتونم مبارک



نوشته شده توسط :...
شنبه 25 فروردین 1397-07:36 ب.ظ
نظرات() 

صالحه
یکشنبه 26 فروردین 1397 11:39 ب.ظ
ژان ژان 23ساله کی بودی تو؟!
۲۳ساله هارو دوس دارم:)))

عادت رو بسیار موافقم.
و جنگ.
من هم از جنگ میترسم از عادت.
عادتم ی جور قتل عام داخلیه .

لیلی!
اون قسمتایی ک از غم انگیزیای دکتری نوشتی...
خیلی غصه دار بود.
یاد حرف دبیر جامعمون افتادم:کاش ی نفس اهورایی بود …

ان شاالله ظهور کنه اینهمه غم نباشه:)


واااااایییی نی نی~.~
دست و پای کوچولوشونو داری؟!؟
عااااخ ک چقدر پاک و مظلوم و دوس داشتنین.عاقبت بخیر باشه~.~

دوستجانتونم خوشبخ شن
عروسی خودتD:

ی اسکن کردم تورک کی داریم دوروبر
ی دور بدم ترجمت کنه؛
نمیگی من از فضولی میپوکم؟؟!؟

عیدت مبارک خوشگله;)
خوب باشی:*
پاسخ ... : عادت، قتل عام داخلی
قشنگ بود صالحه جونیم
هنرمند جان

کاش بود
کاش زودتر بیاد، اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب کبری س
تو خود حجاب خودی، مشکل خودمونه دیگه، ایشون همیشه هستن

نه دوست ندارم
شبیه سیب زمینی میمونن

ان شاءالله(دوپهلو ئه، واسه دوستم یا واسه خودم، مسئله این است؟؟؟)


خب بده ترجمه کنن

فدای دوست جان
صادق
شنبه 25 فروردین 1397 09:08 ب.ظ
هوففففف
جورلنجاخ دا
نینماخ
هله کی منتظریم
پاسخ ... : جورلنر ان شاءالله
فروردین ده قوتولور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.