دیر کردی نیمه عاشق ترم را باد برد...
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

زمان

این روزا نمیدونم چرا وبلاگ یه سری آدما رورمیخونم
که حداااااقل ازم یه دهه بزرگترن
واقعا نمیدونم چرا برام جذاب شده
یه نکته ای که برام جالبه اینه که اگه تو نوشته هاشون به سن اشاره نکرده بودن
متوجه نمی‌شدم که مثلا 40 سالشونه 
همیشه فکر میکردم آدمایی که سنشون زیاده باید خیلی متفاوت باشن
با منِ جوون
فکر کنم آدما اصلا متوجه نمیشن که سنشون رفته بالا
یهو به خودشون میان میبینن 50 سالشونه
بچه هاشون بزرگ شدن
خودم تا همین چند روز پیش فکر میکردم هنوز 18 سالمه
والا
بعد فهمیدم 23 سالم شده
بعد یهو میفهمم 40 سالم شده
دوس ندارم پیر بشم
مردن رو بیشتر دوس دارم 
زمان خیلی زود میگذره، خیلی زود
چند روز پیش داشتم فیلما و عکسای قدیمی رو نگاه میکردم
چقدر فسقلی بودم، مامان و بابا چقدر جوون بودن
چقدر حال خوب داشتم برعکس این روزا
بابا میگه آنرمال بودی هاا، چقدرررررر شلوغ بودی
واقعا خیلیییییییی شیطون بودم گویا
ولی من که یادم نمیاد
الانم پتانسیلش رو دارم ها فقط خیلی خسته م، خیلیییی



مثل هر شب بی تفاوت شب بخیری گفت ورفت
مثل هرشب تا سحر در خود مرورش میکنم 






نوشته شده توسط :...
چهارشنبه 23 خرداد 1397-12:07 ق.ظ
نظرات() 

پاییز
یکشنبه 3 تیر 1397 02:36 ب.ظ
باورم نمیشه 21 سالم داره میشه واقعا :/
پاسخ ... : زود میگذره
صالحه
یکشنبه 27 خرداد 1397 11:35 ق.ظ
شاید چون جالبه برات ک دهه های بهدی زندگیت چطوری میتونه باشه؟!

اینکه فک میکردی ۱۸ سالته خوبه ک...
اقای پدر بعد ۱۸ سالگی هر سال میشن ۱۸ سال و چند ماه;))
توام هنو ۱۸ سال و چند روزته:))))

منم از پیری خیلی میترسم،
اما حس میکنم با تمام مشکلاتش
مادر و عاغاجونم عشق میکن از دیدن نوه ها و نبیرهاشون~.~
بستگی داره چطور زندگی کنی،
امیدوارم از ته ته دلم
خوب زندگی کنیم و خوب بمیریم:)))

عکسای قدیمی ک...

خستههه نبااااشییی دلااااور...
شاید یکم شیطونی کنی،سر حال بیای;))
پاسخ ... : جالب که نه شاید میترسم
خخخخ آره یادمه پست تولد آقای پدرت
ای جان خدا حفظشون کنه براتون
ان شاء الله
شاید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر